الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
76
ضياء القلوب ( فارسى )
كه اعم از آن باشد كه به اعتبار اختلاف منشأ صدق مفهوم يا به اعتبار اختلاف اصل مفهوم باشد و اختلاف علم و امثال آن به اعتبار اول باشد و اختلاف قيام به اعتبار ثانى . و به آنچه در اين خبر گفته شد مىتوان دفع كردن توهمى كه از اخبار ديگر ناشى مىشود « 1 » . و داعى بر تأويل اين خبر و آنچه موافق آن است كه دليل قطعى دلالت مىكند بر صدق مثل عالم به آن معنى كه از اين لفظ فهميده مىشود بر واجب تعالى ، و نقل هرگاه معارض دليل عقلى باشد تأويل نقلى واجب و متعين است . و تأييد اشتراك معنوى مىكند - با غناى آن از مؤيّد - آنچه روايت شده است در باب اطلاق القول بانه شىء در حديث طويلى بعد از آنكه سائل گفته كه : فقد حددته « 2 » اذا « 3 » اثبت وجوده يعنى : به تحقيق كه حد كردى او را چون اثبات وجود او كردى . حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام فرمودند كه : « لم احدّه و لكن اثبته اذ لم يكن بين الاثبات و النفى منزلة » « 4 » يعنى : حد نكردهام او را اما اثبات او كردهام زيرا كه نيست ميان نفى كردن و اثبات كردن واسطه . بدان كه : بعد از علم به صحت دليل عقلى معلوم مىشود مجملا كه هر كلام صادقى كه ظاهر آن معارض اين دليل باشد ظاهر آن مراد نيست و اگر كسى
--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 40 - 41 . ( 2 ) . در مخطوطه : حدوثه ، متن مطابق با نقل توحيد صدوق است . ( 3 ) . در توحيد : إذ ، كه اصح به نظر مىرسد . ( 4 ) . التوحيد : 246 ، الاحتجاج 2 / 70 .